گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون را بکش
عکس حیدر درکنار حضرت زهرا کشید

گفتمش برروی کاغذ عشق را تصویر کن
در بیابان بلا تصویری از سقا کشید

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلم
گریه کرد و آهی کشید و زینب کبری کشید

جمعه يعنى يك غــزل دلواپســى
جمعه يعنى گريه هاى بى كسى
جمعه يعنى روح سبـــز انتظـــــار
جمعه يعنى لحظــه هاى بى قرار
بــى قــرار بــــى قــراريـــهاى آب
جمعه يعنى انتظـــــــار آفـــــــتاب
جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست
جمعه خود ندبه گر ديــدار اوسـت
جمعه يعنى لاله ها دلخــون شوند
از غم او بيـدها مجــــنون شـــوند
جمعه يعنى يك كـويــر بــى قـــرار
از عطش سرخ و دلش در انتظــار
انتظار قــطره اى باران عشـــــــق
تا فرو شويد غم هجران عشــــق
جمعه يعنى بغض بى رنگ غــزل
هق هق بارانــى چنـــــگ غــــزل
زخمه اى از جنس غم بر تــار دل
تا فرو شويد غـــــم هجـــــران دل
جمعه يعنى روح ســبز انتظـــــار
جمعه يعنى لحـظه هاى بى قـرار
بى قــــرار بـــى قراريــــــهاى آب
جمعه يعنى انتظــــــار آفــــــــتاب
لحظه لحظه بوى ظهــور مى آيـد
عطر ناب گـل حضــــور مى آيـــــد
سبــز مردى از قبيله عشــــق
ساده و سبز و صبـــور مى آيـــــد



هرکه را عشق حسین نیست زخود بی خبر است
کشته عشق حسین از همه کس زنده تر است

ماه گردون در فلک ، ماه بنی هاشم به خاک
هر دو تابانند،اما این کجا و آن کجا...
چند مداحی زیبا به مناسبت ایام محرم...
علمدار ابالفظل...حاج محمود کریمی
حسین جانم...مرحوم سید جواد ذاکر
این علمی که برپاست...مرحوم سید جواد ذاکر
غم عشق حسین...مرحوم سید جواد ذاکر

قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که در محشر نگویند
چرا پرونده ات امضاء ندارد؟

یه عمره به عشق تو،بی قرار و اسیرم
نوکرت هستم حسین،تویی شاه و امیرم
نمک سفره ی تو،به آدم هستی میده
روضه هاتم آقاجون،به آدم مستی میده

ای قلم در حرف های تو دیگر اثری نیست
از آشنای من برای من خبری نیست
خدایا این جمعه هم آمد و گذشت
ولی از یوسف فاطمه خبری نیست
همه ی پروانه ها سوختند و شمع خاموش شد
از جدایی قلب من پر از خون شد
چه کسی میگوید که جدایی برای عاشق درد آور نیست
چه کسی میگوید که جدایی صبر عاشق را از او نمیگیرد
در شاَن و رتبه برای شما همانندی نیست
آقای من از هر زیبارویی زیباروتری...
شب های بلند و بی عبادت چه کنم؟
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟
گویند کریمی است گنه میبخشد
او بخشد و من از خجالت چه کنم؟
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیمه شبی،دفع صدبلا بکند
از عرش صدای ربّنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
فریاد که درهای بهشت باز کنید
میهمان خدا سوی خدا می آید



با سلام .... مبعث آخرین فرستاده ی خداوند حضرت رسول اکرم(ص) را به تمامی شما عزیزان
تبریک عرض میکنم...به همین مناسبت قطعه ای زیبا رو انتخاب کردم از سامی یوسف که
واستون میذارم واسه دانلود،امیدوارم از شندینش لذت ببرید.
اگر پیمان مردم با ((ولی)) بود
اگر پیوند با آل علی بود
نه فرمان نبی از یاد میرفت
نه رنج و زحمتش بر باد میرفت
نه زهرا(س)کشته میشد در جوانی
نه میشد خسته از این زندگانی
نه خون دل نصیب مجتبی(ع)بود
نه پرپر لاله ها در کربلا بود

هرکه را عشق حسین نیست زخود بی خبر است
کشته عشق حسین از همه کس زنده تر است
بس که آن جلوه توحید مرا در نظر است
هرکجا می نگرم نور رخش جلوه گر است ...
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()



![]()

این کشته فتاده به هامون ، حسین توست...
وین صید دست و پا زده در خون ، حسین توست...
![]()

![]()
دیوونه کـجـا داره جـز در می خونه عشـق
دیوونه نمی دونه جز می و پیمونه عشق
خوش بحال دیوونه که خوب و بد نمی دونه
اون قدر مـجنونه که مـجنون و لیلا می خونه
قسمت مستیم از پیمونه رقیه شد
دل دیـوونـه مـن دیـوونـه رقیه شـد
بـه خـدا رقیه دیـن من و ایـمان منه
کعبه و عشق منه قبله و قرآن منه
بی رقیه ناکسم گربه بهشت نگاه کنم
بی رقیه کـافــرم گـرچه خـدا خـدا کنم
یا رقیه مددی که دل ز دستم می رود
دل من همره جان می پرستم می رود
روبروم راه برو از گوشه چشم نگات کنم
جـان نـاقـابـلـم و فـدای خـاک پـات کنم
![]()
![]()


كاش بودم تا كنم جان را فدايت يا حسين
چون نبودم اشك ريزم در عزايت يا حسين
كاش اندر كربلا بودم تو را يارى كنم
گويمت لبيك و در راهت فدا كارى كنم
در ره عبد سياهت خون خود جارى كنم
چون نبودم كربلا شاها عزادارى كنم
كاش بودم زائر كرببلايت يا حسين
كاش بودم تا بلاگردن اصغر مى شدم
يابقربان قد رعناى اكبر ميشدم
يا فداى دست عباس دلاور ميشدم
يا نثار قاسم و هم عون و جعفر ميشدم
ميشدم ملحق بخاك كشته هايت يا حسين
كاش بودم ميخريدم تير عشقت را بجان
دست از جان ميكشيدم بر حيات جاودان
مينهادم سر بكويت بر طفيل عاشقان
مشت خاكى ميشدم در سايه اين آستان
بر اميد عزّت روز لقايت يا حسين
كاش بودم از غلامان سياه و موكبت
كاش بودم جبهه ساى خاك سم مركبت
كاش بودم تا رسانم آب سردى بر لبت
كاش بودم تا رهانم آتش تاب و تبت
كاش بودم آشناى آشنايت يا حسين
![]()